تبلیغات
حامیان جنبش مصاف (صدای فتح) - مطالب رها
حامیان جنبش مصاف (صدای فتح)

دفاع از حقیقت گویا جز لاینفک این مردم است

خدا اولین ها را دوست دارد ، خودش می گوید : "السابقون الاولون"  این مردم همیشه در دفاع از حق اولین بوده اند.

اولین مردمی که به داد قوم موسی (ع) رسیدند و آن ها را دوباره به سرزمینشان بازگرداندند.

اولین مردمی که به مسیح ایمان آوردند حتی قبل از آنکه به دنیا بیاید دو نفر ایرانی بودند که به دنبال حقیقت به فلسطین رفتند.

اولین مردمی که خارج از اهل بیت پیامبر بودند اما نشان و مدال درجه یک لیاقت را به سینه زدند:

سلمان منا اهل البیت.

مردمی که اعراب مسلمان ، علی ابن ابی طالب (ع) را به خاطر اینکه آنها زیاد دور او بودند سرزنش می کردند و علی را علاقه مند به مجوسان(بخوانید ایرانیان مسلمان و محب اهل بیت) می دانستند.

می گویند بیشتر سپاه مختار را همینان تشکیل می دادند.

و خلاصه مردمی که تا امروز عَلَم انبیا را به دوش می کشند.

خودمانیم داستانی دارند این مردم !!!

و اکنون چند وقتی است که به شکر خدا سینه در مقابل صهیونیزم سپر کرده اند، مرادم از "چند وقتی " یعنی سی و چهار سال. و البته چند وقتی است که به شکر خدا جوانان نسل سه و چهار به میدان نبرد با این عروسک های خیمه شب بازی ابلیس آمده اند، مرادم از "چند وقتی" یعنی سه چهار سال.

پارسال همین موقع ها بود که یک پژوهشگر فرانسوی ضد صهیونیست (سامبا)  می خواست از آخرین یافته هایش برایم بگوید. با یکی از دانشجویان در لابی هتل با او صحبت می کردیم .که بنده خدا گفت :

آیا می دانید مهم ترین نماد این صهیونیست ها ستونی سنگی است به نام "آبلیسک"؟

 آیا می دانید اسلام تنها جایی بود که به آن حمله می شد (رمی جمرات) ؟

 آیا می دانید وهابی ها  دور آن را دیوار کشیده اند؟ تا به دستور اربابانشان از آن محافظت نمایند؟

اصلا می دانید آبلیسک چیست؟

در اثنی این گفتگو  این دانشجوی عزیز آیپدش (نمی دانم شاید فرهنگستان به آن بگوید رایانک دست مالیدنی  ) را در آورده بود و با اینترنت هتل  فیلم ها و عکس های شاهکار دو سال پیش جوانان مسلمان ایرانی را برایش آماده کرد.

باید چهره این بنده خدا را می دیدید(عجب فعلی) چشم هایش چهار تا شد و کلی خجالت کشید که زیره به کرمان آورده بود.

داستان این آبلیسک به آتش کشیدن و این پرسش معروف "why iranian burn obelisk" داستان آتش کشیدن یک تکه استوانه چوبی نیست .

بلکه داستان اولین بودن است ، اولین در راه مبارزه با هرآنچه بوی ابلیس دهد.

این صرفا یک نماد نیست که مثل خیلی چیز های دیگر به خودشان منتسب کرده باشند بلکه داستان هوشیاری و جلو تر از زمان بودن این مردم است.

مردمی که گویا خدا هم پارسال در این جشنشان یک هدیه داشت  و یک همراهی ویژه  دقیقا در همان زمان :


 ترک خوردن بزرگ ترین آبلیسک جهان


نمی دانم شاید یک رکورد جدید هم به دست آورده ایم :

               "بیشترین آمار ساخت آبلیسک در جهان در طول یک سال"

البته به قصد آتش زدن.

راستش اندکی نگرانم که این حرکت پاک و الهی آرام ،آرام به انحراف کشیده شود.

مسابقه بگذارند تا هر سال ارتفاعش را بیشتر کنند

مسابقه ای شود برای خودنمایی ...

برای نفوذ شیطان در دلهای شیفتگان مهدی فاطمه(علیهما سلام)....

مسابقه ای شود برای به نام خود تمام کردن ها...

آه ای برادران ، ای آنانی که دغدغه دشمن ستیزی دارید  خوب است اول بت بعل نفستان و نفسمان را بکشید و بکشیم.

شرمنده امام زمان شدم وقتی بحث هایی را در برخی تارنما ها در باره به نام خود کردن ها و دعوا سر "منیت " دیدم.

قرار بود و هست که همه در کنار هم مصاف نام بگیریم همه و همه ،  جنبش یعنی همین یعنی  همه دانشجویانی که در تمام دانشگاه هایشان برنامه می گیرند،

یعنی آن کودک 5 ساله که به حقیر می گفت به خاطر امام زمان دیگر بنتن نگاه نمی کنم

یعنی آن پیرزن قمی که هر از گاهی زنگ می زند و برای همه مان دعا می کند (دقت کنید همه ما) .

یعنی تمام بزرگوارانی که در فضای سایبری ، بی ریا و گمنام می جنگند و نامشان را ضد شیطان گذاشته اند. و چقدر زیباست برای مولا گمنام جنگیدن.

یعنی آن جوان .... که با اشک هایی پاک،  روان بر گونه ، می گوید می خواهم شیعه شوم.

یعنی آن دانشمند اسپانیایی که به محبت اهل بیت می رسد.

 مصاف من نیستم مصاف همه شما هستید ...

یعنی خانمی که هر ماه مقداری از حقوقش را برای کمک به این جریان نذر کرده است حقوق پرستاری از یک سالمند.

مصاف یعنی فریاد های خشم ده دقیقه ای یک جوان مشهدی که پس از فیلم موهن علیه رسول الله در پیغام گیر گوشی تلفن همراهم از خود به یادگار گذاشت.

 مصاف همه شما هستید...

مگر نه اینست که کار را برای خدا باید کرد؟

مبا دا نماد شیطان را به آتش بکشی و خودت در آتش ابلیس بسوزی !!!

وای بر آن روزی که ابلیس ، آبلیسک هایش را در دل هایمان بکارد(و تو خود بهتر میدانی آبلیسک نماد چیست).

برای تسلای دل بازماندگان عرض می کنم :

برای رسیدن به مهدی باید از خود بگذریم ، مهربان باشیم و بخشنده و فقط به این بیاندیشیم کاری که   می کنیم چه با دل فرزند زهرا می کند ، آرام یا ...

 

به امید ظهور مولی و سرورمان حضرت حجت (عج) که صد البته نزدیک است.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 29 آذر 1391 :: نویسنده : رها
آقا جان...!!
ببخش ...
که با یک حرف قبیله مایاها
یادمان رفت که بی آمدن تو...
دنیا تمام نمی شود...
اللهم عجل لولیک الفرج




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

کتاب“مِکیال المکارم”نوشتۀ آیت‌الله محمد تقی موسوی اصفهانی، یکی از کتاب‌های معتبر و باارزش در زمینۀ مهدویت است.

این کتاب به سفارش حضرت مهدی(ارواحنا فداه) نوشته و نام‌گذاری شده است.

در بخشی از این کتاب گران‌سنگ 80 وظیفه و تکلیف ما نسبت به حضرت مهدی(عج)در عصر غیبت بیان شده است که به شرح زیر می‌باشد:

1. تحصیل شناخت صفات و آداب و ویژگی‌های آن حضرت

2. رعایت ادب نسبت به ایشان

3. اظهار محبت نسبت به آن حضرت به طور خاص

4. محبوب نمودن ایشان در میان مردم

5. انتظار فرج و ظهور آن حضرتعلیه السلام

6. اظهار اشتیاق به دیدار آن بزرگوار

7. ذکر مناقب و فضائل آن حضرت علیه السلام

8. اندوهگین بودن مؤمن از فراق آن حضرت علیه السلام

9. حضور در مجالس ذکر مناقب و فضائل آن حضرت علیه السلام

10. تشکیل مجالس ذکر مناقب و فضائل آن حضرت علیه السلام

11. سرودن شعر در فضایل و مناقب آن حضرت علیه السلام

12. خواندن شعر در فضایل و مناقب آن حضرت علیه السلام

13. قیام به هنگام یاد شدن نام و یا القاب آن حضرت علیه السلام

14. گریستن بر فراق آن حضرت علیه السلام

15. گریاندن بر فراق آن حضرت علیه السلام

16. خود را به گریه کنندگان شبیه نمودن بر فراق آن حضرتعلیه السلام

17. درخواست معرفت امام عصر علیه السلام از خداوند عزوجل

18. تداوم درخواست معرفت آن حضرتعلیه السلام

19. مداوت به خواندن دعای غریق ( یا الله، یا رحمن، یا رحیم، یا مقلب القلوب ...)

20. دعا در زمان غیبت آن حضرتعلیه السلام

21. شناختن علامت‌های ظهور آن حضرتعلیه السلام

22. تسلیم بودن و عجله نکردن( در امر ظهور )

23. صدقه دادن به نیابت آن حضرتعلیه السلام

24. صدقه دادن به قصد سلامتی آن حضرت علیه السلام

25. رفتن به حج به نیابت آن حضرتعلیه السلام

26. فرستادن نایب که از طرف آن حضرت حج کند.

27. طواف بیت الله الحرام به نیابت آن حضرتعلیه السلام

28. نایب ساختن دیگری تا از طرف آن حضرت طواف نماید.

29.زیارت مشاهد رسول خدا و ائمه معصومین (علیهم السلام) به نیابت از مولایمان

30. استحباب اعزام نایب برای زیارت از سوی آن حضرت علیه السلام

31. سعی در خدمت کردن به آن حضرتعلیه السلام

32. اهتمام ورزیدن به یاری آن حضرتعلیه السلام

33. تصمیم قلبی بر یاری کردن آن حضرتعلیه السلام در زمان حضور و ظهور ایشان

34. تجدید بیعت با آن حضرت علیه السلام بعد از فرایض همه روزه و هر جمعه

35. صله آن حضرت علیه السلام به وسیله مال

36. صله شیعیان و دوستان صالح امامان علیهم السلام به وسیله مال

37. خوشحال کردن مؤمنین

38. خیرخواهی برای آن حضرت علیه السلام

39. زیارت کردن آن حضرت علیه السلام (بوسیلۀ توجه نمودن به آن حضرت و سلام کردن به ایشان)

40. دیدار مؤمنین صالح و سلام کردن بر آنان

41. درود فرستادن بر آن حضرت علیه السلام

42. هدیه کردن ثواب نماز به آن حضرت علیه السلام

43. هدیه نماز مخصوص

44. نماز هدیه به آن حضرت به گونه مخصوص در وقت معین

45. اهداء قرائت قرآن به آن حضرتعلیه السلام

46. توسل و طلب شفاعت از خداوند به وسیله آن حضرتعلیه السلام

47. دادخواهی و توجه نمودن و عرض حاجت به آن حضرتعلیه السلام

48. دعوت کردن مردم به آن حضرتعلیه السلام

49. رعایت حقوق آن حضرت و مواظبت بر ادای آنها و رعایت وظایف نسبت به آن بزرگوار

50. خشوع دل هنگام یاد آن حضرتعلیه السلام

51. عالم باید علمش را آشکار سازد.(عالِم باید علمش را دربرابر بدعت‌ها آشکار نماید.)

52. تقیه کردن از اشرار و مخفی داشتن راز از اغیار

53. صبر کردن بر اذیت و تکذیب و سایر محنت ها

54. درخواست صبر از خدای تعالی

55. سفارش یکدیگر به صبر در زمان غیبت آن حضرتعلیه السلام

56. پرهیز از مجالسی که نام آن حضرت علیه السلام در آنجا مورد تمسخر باشد.

57. تظاهر با ستمگران و اهل باطل(تقیّه در برابر پادشاه ستمگر)

58. ناشناس ماندن و پرهیز از شهرت یافتن

59. تهذیب نفس

60. اتفاق و اجتماع بر نصرت آن حضرتعلیه السلام

61. متفق شدن بر توبه واقعی و بازگرداندن حقوق به صاحبان آنها

62. ییوسته به یاد آن حضرت علیه السلام بودن

63. به آداب آن حضرتعلیه السلام عمل نمودن

64. دعا به درگاه الهی برای جلوگیری از نسیان یاد آن حضرت علیه السلام (از خدا بخواهی که تو را از فراموش کردن یاد آن حضرت محفوظ بدارد.)

65. اینکه بدنت نسبت به آن حضرتعلیه السلام خاشع باشد.

66. مقدم دانستن خواستة آن حضرتعلیه السلام بر خواسته خود

67. احترام کردن نزدیکان و منسوبین به آن حضرتعلیه السلام (مانند سادات علوی و علمای دینی)

68. بزرگ داشتن اماکنی که به قدوم آن حضرت علیه السلام زینت یافته‌اند.

69. وقت ظهور را تعیین نکردن.

70. تکذیب و دروغ شمردن وقت گذاران ظهور

71. تکذیب کردن مدعیان نیابت خاصۀ آن حضرت علیه السلام در زمان غیبت کبری

72. درخواست دیدار آن حضرتعلیه السلام با عافیت و ایمان

73. اقتدا و تأسّی جستن به اخلاق و اعمال آن حضرتعلیه السلام(معنی تشیع و مأموم بودن همین است.)

74. حفظ زبان از یاد غیر خدا و مانند آن

75. خواندن نماز آن حضرتعلیه السلام

76. گریستن در مصیبت مولایمان شهید مظلوم حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام

77. زیارت قبر مولایمان آقا ابا عبدالله الحسین علیه السلام

78. بسیار لعنت کردن بر بنی امیه در آشکار و پنهان

79. اهتمام و همت کردن در ادای حقوق برادران دینی

80. مهیا کردن سلاح و اسب در انتظار ظهور آن حضرتعلیه السلام (آماده باش بودن)

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

www.MASAFPORTAL.com

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 29 آذر 1391 :: نویسنده : رها

بسم الله الرحمن الرحیم


پایان جهان

چند وقتی است که پیامی مشکوک و درعین حال مبهم در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی در حال انتشار است .

پیامی با این مضمون  که در ر روزهای 23 ،24 و 25 دسامبر 2012،زمین  در خاموشی کامل و تاریکی مطلق فرو خواهد رفت و در ادامه با لحنی متمایز و نچسب نسبت به فرض غلط نویسنده این پیام، سخن از نظمی جدید رانده است که جهان پس از این روزها به خود خواهد دید

"خودتان را برای رویارویی با جهانی کاملاً تازه آماده نمایید"

در واقع بنده شایعاتی از این دست را دقیقا در راستای پروژه 2012  و پایان تاریخ ارزیابی می کنم  که البته قبلا  مفصلا در باره آن سخن گفته ام (علی الخصوص در نقد فیلم 2012).

عباراتی نظیر "هم ترازی کیهان"، "خاموشی کامل سیاره" ، " تغییر از بعد سوم به بعد صفر" به هیچ وجه در علم نجوم تبیین و تعریف نشده است و بیشتر به دیالوگ های فیلم های خیالی هالیوودی شبیه است تا یک حقیقت علمی.

پیش از این گفتیم دستگاه رسانه ای غرب و صهیونیزم جهانی همیشه برای سرپوش نهادن بر اشتباهات خود و یا فته های جدیددش اذهان عمومی را منحرف کرده و شایعاتی از این دست را باید از این رهگذر تحلیل نمود.

اما اینکه در چنین روزهایی مثلا  یاران صهیونیست ها در سوریه (بخوانید ارتش آزاد) بخواهند از این تشتت ذهنی و از سویی دیگر تمرکز بر موضو عاتی غیر اصولی مانند خبر سه روز تاریکی زمین سو استفاده نموده و به نفع خود بهره برداری هایی انجام دهند  هیچ بعید نیست.

خوب است بدانید دقیقا در چنین روزهایی که مردم تمام حواسشان به موج های واهی رسانه ای مشغول است امریکا سرگرم آزمایشهای اتمی جدید خود است.

بارها عرض کرده ایم و باز هم می گوییم: از قدیم گفته اند طرف را به مرگ می گیرند تا به درد راضی شود.

اینکه زمین بخواهد نابود شود برای مردم خبر مرگی است که شرایط را برای پذیرش درد (بحران های دی اقتصادی در غرب) آماده می سازد. دقیقا شبیه به جریان نابودی زمین که قرار بود در سال 2000 به وقوع بپیوندد و هیچ اتفاقی نیافتاد ولی سال بعد از آن صهیونیست ها ماجرای یازده سپتامبر را رقم می زنند و به بهانه آن به دو کشور مسلمان می تازند.

در ادامه این پیام مضحک آمده است:

در طی این 3 روز خاموشی، مردم در خانه های خود بمانند، نترسند و آرام باشند، سعی کنند بخوابند، از مسافرت بپرهیزند، به عبادت بپردازند و آنهایی که زنده می مانند !!! خودشان را برای رویارویی با جهانی کاملاً تازه آماده نمایند(همان نظم نوین جهانی موعود صهیونیست ها )در عین حال افراد ناآگاه و کسانی که خود را برای چنین واقعه ای آماده نکرده باشند ممکن است ترس ناگهانی از وقوع چنین حادثه ای منجر به مرگ آنها شود!

اما براستی چرا سه روز خاموشی ؟   و چرا راهکار آن نیزسه روز خانه نشینی است ؟

پیشینه چنین داستانی را طبق معمول باید در کتاب مقدس جستجو کرد آنجا که حضرت موسی (ع) برای مردم مصر و حاکم ستمگر آن دیار (فرعون) از خدا طلب بلایی آسمانی می کند و درنتیجه :

سفر خروج باب 10 آیات 21 تا 24 :

و خداوند به موسی گفت دست خود را به سوی آسمان برافراز تا تاریكی بر زمین مصر پدید آید تاریكی‏ای كه بتوان احساس كرد *پس موسی دست خود را به سوی آسمان برافراشت و تاریكی غلیظ تا سه روز در تمامی زمین مصر پدید آمد* و یكدیگر را نمی‏دیدند و تا سه روز كسی از جای خود بر نخاست لیكن برای جمیع بنی اسرائیل در مسكنهای ایشان روشنائی بود* و فرعون موسی را خوانده گفت بروید خداوند را عبادت كنید فقط گله‏ها و رمه‏های شما بماند اطفال شما نیز با شما بروند.

در واقع یهودیان عناصر این داستان را بعد ها در تحریف های اناجیل نیز وارد کردند و این داستان جزو چار چوب عقیدتی مسیحیان گشت.

سال ها پس از ظهور مسیح دست تحریفگرانی همچون پولس (خاخام یهودی مامور به انحراف مسیحیت با نام اصلی شائول) از مسیح خدا ساخت اما خدایی که تا حد زیادی به خدای "بعل" شبیه بود و شاخصه های خدایان مصری همچون هروس را در خود داشت.

مصریان سه روز تاریکی را مرگ خدای خورشید (هروس) می دانستند و روشنایی پس از آن را نیز جان گرفتن دوباره خداوندگار خورشید.

متاسفانه تمام عناصر این داستان در وجود مسیح تجلی می یابد و از آنجا که تحریفگران ،  او را همان خدای خورشید جا زدند باید خدای خورشید به صلیب کشیده شود و بمیرد و پس از سه روز دوباره زنده شود:

داستانی که برای مسیح تراشیدند و گفتند پس از سه روز زنده شد دقیقا یک کپی برداری ناشیانه از داستان خیانت تایفون به هروس و مرگ او وسپس زنده شدن هروس پس از سه روز است.

و جالب اینجاست که در افسانه های مصری می گویند در این سه روز هروس  بر صلیب بود.

از تاریخ تحریف شده تولد عیسی (ع) که دقیقا با تولد خورشید در  همطرازی سه ستاره صورت فلکی جبار با ستاره شباهنگ (ایستار/ایشتار/تیشتر/ سیریوس) است که  بگذریم  سرگذشت آتیس که در آسیای صغیر پرستش می شد و به مرور زمان به غرب و به خصوص روم نفوذ کرده بود بسیار خواندنی است :

آتیس مرد و پس از سه روز زنده شد و هر ساله پیروان آتیس ، شکل او را به درخت کاج می آویختند و برای مرگش عزاداری می کردند . پس از سه روز آن را دفن کرده و رستاخیزش را جشن می گرفتند و آن را نشان نجات می دانستند .

آشنایی مردم روم با این تعالیم تا بدان حد بود که اوریجن یکی از بزرگان مسیحیت که در قرن سوم میلادی می زیست درباره ی رستاخیز مسیح می نویسد :

این معجزه برای بت پرستان چیز تازه ای نیست یعنی اینکه از پیش داستان آن را شنیده بودند ( مسیحت شناسی مقایسه ای / زیبایی نژاد / ص 372 ) .

به هر حال آنچه این روزها بر آن دامن می زنند افسانه ای بیش نیست افسانه ای که صهیونیست ها  به عناصر آن (پرستش خدای بعل) معتقدند .اما آنچه مهم است این است که  امروز مسئله وضعیت جبهه مقاومت اصلی ترین فاکتوری است که همواره باید در ذهن داشت و هرگز از آن غافل نشد.

    به امید ظهور مولی و سرورمان حضرت حجت (عج) که صد البته نزدیک است.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 26 آبان 1391 :: نویسنده : رها

گوئیا شهر را نقابی بزرگ در خود فرو برده! حتی زنان و کودکان نیز نقاب به چهره داشتند! آن همه نامه و این همه بیعت و تشت هایی که زنان را هم برای بیعت به مسجد کشاند و پسر عقیل را در اضطرابی بزرگ فرو کشید...

طولی هم نمی کشد، که یاد زمان، نقاب از چهره این جماعت صد رنگ بر می کشد و آن همه بیعت ، سنگ می شود و آن همه اطاعت، خاکستر !

و همه را یک جا از روی بام ها تقدیم مسلم می کنند و او، گوئیا افق را نشانه رفته و تنها یک کلام بر لب دارد : 

یکی به حسین من بگویید برگرد!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 15 آبان 1391 :: نویسنده : رها

از جمع بودن معنای اولی‌الامر و امر دائمی قرآن به اطاعت از اولی‌الامر می‌توانیم دریافت کنیم که آنان افرادی هستند که در همه دوران‌های بشر حاضرند و هیچ زمانی جهان از حضور آنها خالی نمی‌شود.

 آیه 59 سوره نساء ما را به اطاعت از اولی الامر دستور داده است؛ در این نوشته می‌خواهیم قدری دقیق‌تر شویم و بیندیشیم که منظور از اولی الامر چه کسانی هستند.

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فی‏ شَیْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ کُنْتُمْ تُۆْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ ذلِکَ خَیْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْویلاً

اى اهل ایمان! از خدا اطاعت کنید و [نیز] از پیامبر و صاحبان امر خودتان اطاعت کنید و اگر درباره چیزى نزاع داشتید، آن را [براى فیصله یافتنش‏] اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید، به خدا و پیامبر ارجاع دهید این [ارجاع دادن‏] براى شما بهتر و خوش عاقبت تر است.



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 21 مهر 1391 :: نویسنده : رها

بسم الله الرحمن الرحیم

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

چهل سپیدار سحر تا سپیده ی دیدار

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

عهدخوانی 2

آرام آرام بانگ جرس از افق محرم الحرام گوش دل را مینوازد ...




ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 5 مهر 1391 :: نویسنده : رها

در 35 کیلومتری جنوب شهر سوسنگرد مکانی است که هویزه نامیده می شود.
هویزه یادآور اشغال نیروهای بعثی در تاریخ 27/10/1359 است.
هویزه یادآور عملیات بیت المقدس در اردیبهشت 1361 است.
هویزه یادآور عملیات نصر است.
هویزه یادآور حماسه سازی نیروهای خط مقدم عملیات (که گروهی از پاسداران هویزه، حمیدیه و اهواز و گروهی از دانشجویان پیرو خط امام بودند) است.
هویزه یعنی شهادت حافظ قرآن، یعنی شهید سید حسین علم الهدی و اصحابش، که مانند مولایشان امام حسین(ع) وسط میدان نبرد مردانه ایستادند و فریاد زدند: «إن کان دین محمد لم یستقم الا بقتلی فیاسیوف خذینی.»



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بسم الله الرحمن الرحیم

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

سلسله نشست های جنبش مصاف

موضوع همایش : " لابی های صهیونیستی در ایالات متحده امریکا "

سخنرانان : دکتر Dr.Mark Edward Weber  (مدیر موسسه بازنگری تاریخی در ایالات متحده امریکا) و استاد علی اکبر رائفی پور

زمان : پنجشنبه 16 شهریور 91 - ساعت 15:30

آدرس : میدان ولیعصر - ابتدای بلوار کشاورز - خیابان شهید کبکانیان - سالن اجتماعات تفاهم (واقع در جنب مسجد)

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

 =-=ورود برای عموم آزاد است.=-=

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=
روابط عمومی جنبش مصاف
=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

www.MASAFPORTAL.com

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

جهت سلامتی و تعجیل در فرج امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) صلواتی هدیه نمایید...

"اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم"





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 12 شهریور 1391 :: نویسنده : رها

گفتم می‌شنوی چه آهنگ حزینی دارد ؟ گفت: آری این صدای ... است كه می‌خواند. گفتم: نه, نه خوب گوش كن من صدای قافله را می‌گویم قافله دو كوهه كه دارد دور می‌شود .

گفت: دور نمی‌شود عزیزم دارد گم می‌شود. گفتم: من نمی‌گذارم كه صدای زنگ قافله دو كوهه در دالان گوش‌های من گم شود. گفت: گم می‌شود دیر یا زود این جبر تاریخ است. گفتم :تاریخ مدیون دو كوهه است.من هنوز صدای نیایش‌ها را می‌شنوم من هنوز صدای زیارت عاشوراها را می‌شنوم. باور كن كه دوكوهه زنده است. گفت:این انعكاس دور صدایی است كه سال‌های سال مرده است.
گفتم : من جا مانده‌ام باید بروم.قافله دوكوهه دارد می‌رود. گفت: می‌رود نه بگو رفت. گفتم: هوای آن روز ها را كرده‌ام هوای دوكوهه را هوای بی‌رنگی را هوای یك رنگی هوای آن مردان بی‌ادعا گفت:اصحاب كهف شده‌ای سكه بی‌وقت می‌خواهی؟ گفتم:دلم برای آن روزها تنگ شده حسرت یك شبش را دارد من اینجا زنده نمی‌مانم من با دوكوهه زنده‌ام. گفت: چشمهایت را باز كن تقویم بالای سرت است . سال دو هزار را گذراندیم.دوره دل دادگی ها به خاطره ها پیوست.
از اینترنت حرف بزن. گفتم:دیسكت برای گنجاندن شبهای دوكوهه سرد است. من نمی توانم حاج همت را با آن همه عظمت را توی حقارت سی دی جا دهم. گفت: دیروز ها تمام شدند.دوكوهه ها و حاج همت ها رفتند.چشمهایت را باز كن دنیای خودت را ببین. گفتم:دنیای من دوكوهه ها و حاج همت ها و با كری هاست..خاطرات من تاریخ مصرف ندارند . آنها تمام نمی شوند. گفت : شعار نده به خیابانهای شهرت نگاه كن آیا خاطرات گذشته ات را می بینی؟ گفتم:نه هیچ كدامشان را ...اما گاهی ... گفت: گاهی چه؟ گفتم:گاهی سایه كسی را می بینم كسی مثل محمد زمانی , مجید پازوكی, آقاسی,ابو الفضل سپهر. گفت :اینها كه گفتی امروز قاب عكس شده اند فردا همایش خواهند شد و فرداتر فراموش. گفتم:اما اینها با خونشان تاریخ را رنگ زده اند. رنگ تاریخ این سرزمین همیشه سرخ خواهد بود. گفت:باران گناه رنگ ها را با خودش می برد.
راه دوری نرو,توی همین صندلی نشین ها, آنها كه دم از غم مردم می زنند,آیا كسی را شبیه به با كری می بینی؟ گفتم: نه انگار هیچ كس همرنگ او نیست. گفت:آیا رد حاج همت را می بینی؟ گفتم: نه گفت:جای پایش را توی این همه دود و غبار می توانی پیدا كنی؟ گفتم: نه انگار... گفت : انگار نه مطمئن باش كه راه آنها گم شده است. گفتم:اما من هنوز می بینمشان حی و حاضر و زنده . گفت :چشمها را باید شست , جور دیگر باید دید.
گفتم: راه كه گم نمی شود .راه می ماند مقصد می ماند. آدمها گم می شوند . آنها كه كورند آنها كه كر شده اند و صدای قافله را نمی شوند. گفت: جنگ تمام شد دروازه های شهادت را بسته اند چفتش را هم انداخته اند. گفتم: شهادت را با زخم و تیر نمی دهند خیلی ها شهید شده اند قبل از آنكه بمیرند.
گفت:خودت را باور كن شهادت غزل معاصر نیست. خاك و خاكریز رفته توی عكس ها . گفتم: توی خیابان هم می شود خاكریز زد.
دشمن لباس خاصی ندارد. خاكریزها هم تقویم ندارند. گفت: باور كن از دوكوهه تنها اسم وخاطره اش مانده بیا حرف روز بزنیم. گفتم: باور كن من هنوز هر صبح با صدای اذان دوكوهه از خواب بیدار می شوم . گفت:اینجا تهران است دوكوهه نیست.باید مراقب باشی كه چه می گویی و چه می كنی.
گفتم: من همه جا را دو كوهه می بینم و چه حیف كه تهران دو كوهه ی قشنگی نیست.

به قلم یکی از دوستان





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 8 شهریور 1391 :: نویسنده : رها

به نام الله خالق زیبایی ها
امروز می‌آید، دیروز می‌رود، فردا از راه خواهد رسید و فردا ها هر یك در انتطار و چشم به راه مانده‌اند تا نوبت آنها شود كه بیایند و بروند. این رفت و آمدها آنقدر سریع است كه گاهی انسان حس می‌كند روزها، هفته‌ها، ماه‌ها و سال‌ها آمده و رفته‌اند اما او در جای خویش مانده و گاهی در جای خویش و حتی كمی آن طرف‌تر ! 

ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 5 شهریور 1391 :: نویسنده : رها

ایام جنگ بود و دلیرمردی از مازندران قصد حضور در جبهه داشت. مادر با دلشوره‌ای پر از مهر از او پرسید: «مادر جان كی برمی‌گردی؟» او به اطراف نگاهی كرد و با لبخند گفت: «عروسی دخترعمو برمی‌گردم.» همه خندیدند. دختر عمو فقط 8 سال داشت.
دلاور رفت و دیگر بازنگشت. گفتند به شهادت رسیده اما پیكرش مفقود است. 8 سال بعد چند پاره استخوان به مادر او تحویل دادند و گفتند: «این پیكر پسر توست.» مادر كنار پاره‌های استخوان نشست و گریست، آن‌ هم در شب عروسی دخترعمو.
عروس 16 ساله گوشه‌ای نشست، غصه دلش را فرا گرفت. كسی در گوش دلش زمزمه كرد كه: « حالا نمی‌شد این چند پاره استخوان فردا بیاید؟» شب از نیمه گذشت كه همه به بستر رفتند. خواب چشمان عروس غم‌آلود را در خود گرفت: «در خواب دید كه در منجلابی افتاده و دائم فرو می‌رود. كار به جایی رسید كه فقط دستش بیرون مانده بود و در دل گفت: «خدایا چرا كسی به فریادم نمی‌رسد.» ناگهان دستی از غیب آمد و او را از منجلاب بیرون كشید و صدایی در دل تاریكی گفت: «این دست، دست همان یك مشت استخوان است كه دیشب به میهمانی تو آمد.»

منبع :كتاب كرامات شهدا جلد 1 صفحه ی 26
راوی : حجت الاسلام ضابط





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 1 شهریور 1391 :: نویسنده : رها
آمده بودند تا امامشان را ببینند. از راهی دور و با مشقتی فراوان. خادم بیت پرسید: «بگویم چه كسانی آمده‌اند؟» ـ بگو جمعی از شیعیانتان به زیارت آمده‌اند.
خادم رفت، و شاید پاسخی كه آورد برای آنان ـ و شاید برای ما و همه كسانی كه آن را شنیده‌اند ـ سنگین بود: «امام گفتند شما كه شیعه ما نیستید!» ... و كمی طول كشید تا آنان فهمیدند كه حداكثر می توانند خود را «محب اهل بیت» بدانند نه شیعه آنان.
***



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 31 مرداد 1391 :: نویسنده : رها

«در جبهه‌ها مولا؛ مهدی (عج) علمدار است»

تنها شش نفر توانستند خود را به بالای ارتفاع 1050 «بازی‌دراز» برسانند. برادر «علی موحد‌دانش» و برادر «محسن وزوایی» كه فرمانده‌ی محور چپ عملیات بود از جمله افراد فتح‌كننده‌ی ارتفاع 1050 بودند.
«محسن وزوایی» كه از دانشجویان پیرو خط امام در تسخیر لانه‌ی جاسوسی آمریكا بود و در مقطعی نیز سمت سخن‌گویی دانشجویان فاتح لانه‌ی جاسوسی را داشت. همینك به عنوان بنیان‌گذار لشگر 10 سیدالشهدا (ع) عملیاتی حساس را فرماندهی می‌كرد. چرا كه بچه‌های سپاه در محدودیت‌های پیش آمده از طرف بنی‌صدر در این‌گونه عملیات علاوه بر دشمن مهاجم، دشمنان نفوذی دو چهره كه با پز خردمندی زمام امور را در دست گرفته بودند را نیز پشت سر داشتند.
به هر ترتیب در فتح این ارتفاع حاج محسن با اندك یاران باقی‌مانده‌اش حدود 350 تن از نیروهای گردان كماندوی ارتش بعث را به اسارت گرفتند، لیكن در حین تخلیه‌ی اسرا به پشت جبهه یكی از افسران دشمن مصرانه تقاضای ملاقات با فرمانده‌ی نیروهای ایرانی را داشت. دوستان «محسن» به خاطر رعایت مسایل امنیتی، شخصی غیر از او را به آن افسر بعثی به عنوان فرمانده‌ی خود معرفی كردند اما....
بعثی اسیر، ناباورانه و با قاطعیت گفت: «نه! فرمانده‌ی شما این نیست».
از وی سؤال شد، مگر تو فرمانده‌ی ما را دیده‌ای كه این‌گونه قاطعانه سخن می‌گویی؟»
او گفت: «آری، او در هنگام یورش شما به ما، سوار بر اسب سفید بود و ما هرچه به طرفش تیراندازی و شلیك كردیم به او كارگر نمی‌شد. لذا من او را می‌خواهم ببینم».
«محسن وزوایی» كه در آن جمع بود ناگاه زانوهایش سست شد و به زمین نشست و...
این واقعه نخستین جلوه‌ی امداد غیبی بود كه از بدو جنگ این‌گونه تجلی نموده بود. لذا «محسن» در مصاحبه‌ای (تلویزیونی) به این واقعه به عنوان عنایت ائمه‌ی هدی (ع) به رزمندگان اسلام اشاره كرد و در مقابل بلافاصله سلف خردگرایان و «رئیس جمهور قدرت طلب» بنی‌صدر خائن عاجزانه دست به قلم شد و در ستون «كارنامه‌ی رئیس جمهور» روزنامه‌ی ضدانقلابیش «روزنامه‌ی انقلاب اسلامی» ضمن استهزا عنایات غیبی، رذیلانه نوشت:
«این پاسدارها برای تضعیف موقعیت من این حرف‌ها را می‌زنند.... اگر اسب سفید در كار است، چرا به جنوب نیامده و فقط به غرب رفته است؟»
غافل از این‌كه دوزخیان از درك این عنایات عاجزند و بهشتیان را به این حریم راه است. لذا شهید مظلوم حضرت آیت‌الله بهشتی (ره) در همان آوان فرمودند:
«خانقاه عرفان ما بازی دراز است».





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 23 مرداد 1391 :: نویسنده : رها

شب بیست و یكم ماه رمضان سال 1362 شهید مرتضی بشارتی و چند نفر دیگر برای شناسایی، داخل آب هور شدند. با نزدیك شدن به سنگر عراقی‌ها در كمال تعجب دیدند، در یك سنگر مراسم عزاداری و در یك سنگر دیگر مراسم جشن و پایكوبی برپاست. در همین هنگام نیروهای گشتی عراقی از سه طرف به سمت آن‌ها حركت كرده و نزدیك بود محاصره و اسیر شوند.
اسیر شدن آن‌ها مفهومی جز لو رفتن عملیات و منطقه‌ی مدنظر نداشت. مرتضی دلش شكسته بود و داخل قایق به حالت نشسته سرش را روی آب خم كرده و سجده نمود و روی آب آیه‌ی شریفه‌ی «و جعلنا من بین ایدیهم سداً و من خلفهم سداً فاغشیناهم فهم لا یبصرون» را زمزمه كرد.
وقتی سرش را بلند كرد، به اطراف نظر انداخت، انگار زمان از حركت باز ایستاده بود. نه صدایی، نه كسی و او بلافاصله به اتفاق همراهانش پارو‌زنان خودشان را حدود سیصدمتر عقب‌ كشاندند و در كمال ناباوری دوباره سر و صدای بلند عراقی‌ها را شنیدند. لطف الهی و توكل خالصانه آن‌ها را از محاصره نجات داد. (1)
1- شهید مرتضی بشارتی در سال 1345 در زاهدان متولد شد. بارها به عنوان بسیجی به جبهه رفت و سرانجام در سن 20 سالگی در عملیات كربلای 5 مورخ 15/12/1365 در منطقه‌ی عملیاتی شلمچه به شهادت رسید.

منبع :كتاب لحظه ‌های آسمانی
راوی : مهرداد راهداری




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
درباره وبلاگ

بسم رب المهدی
این صدای پای فتح است که می آید
1173 سال است که او منتظر 313 مرد است. به راستی مرد شدن چقدر زمان می برد...
منتظر نشسته بودیم و دعا می کردیم که چشممان به یک حدیث افتاد: افضل الاعمال انتظار الفرج. افضل الاعمال... عمل... یعنی انتظار فرج یک عمل است و اینجاست که لتغربلن غربلتا"...
انصافا کافی نیست؟ صد و بیست و چهار هزار پیامبر، دردانه خدا احمد، سیزده جلوه خدای جلیل و این قرآن آمده اند که به ما آموزش منتظر ایستادن را بیاموزند. کمی انصاف...
کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا...
منتظران! ما در میدان نبرد ایستاده ایم... باید مشخص کنیم کدام طرفیم... حق یا باطل.
آیا زمان آن نشده که بفهمیم یتیمیم و برای آمدن پدر مهربان زمان و زمین باید قدمی برداریم؟
کاش منتظر بودن را از او یاد بگیریم.
آمده ایم که دعای عهد را عمل کنیم. آمده ایم که به تنها منتظر راستین عهد در این غربت هزار ساله بگوییم اگر جبهه شیطان تمام قد در این میدان وارد شده و اگر ابلیس برای ادامه حیات خود، تمام ابزار زنگ زده ی دنیایش را به کار گرفته، ما نیز در جبهه حق و در سپاه شما شمشیر می زنیم تا خداوند ما را در صف فتح بپذیرد.
به امید ظهور مولا که صد البته بسیار نزدیک است...
مدیر وبلاگ : منتظر
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

ساخت کد موزیک آنلاین

صدای فتح

فتنه شیطان

حقیقت زمان...

berozfa

عمارنامه : نجوای دیجیتال بصیرت با دیدگان شما AmmarName.ir بررسی و معرفی کالای باکیفیت ایرانی

تالار گفتمان زمینه سازی ظهور

http://zakerin.ir/ItemList-1678.html تماس با ما چاپ این صفحه