تبلیغات
حامیان جنبش مصاف (صدای فتح) - فاطمه علیها السلام، هنوز هم غریب است!
حامیان جنبش مصاف (صدای فتح)

"استاد حسن رحیم‌پور ازغدی"


برای معرفی کردن حضرت زهرا علیها السلام نباید فقط زن امروز را مخاطب قرار دهیم؛ بلکه باید دایره را کمی وسیع‌تر بگیریم و او را برای انسان‌های همه دوران‌ها معرفی کنیم. چون او نه فقط برای زن‌ها، که برای همه انسان‌ها، الگوست. فاطمه علیها السلام همان علی علیه السلام است در فرم زنانه. حضرت زهرا علیها السلام پیامبر نبودند؛ ولی پیامبرانه زندگی کردند، پیامبرانه اندیشیدند، پیامبرانه موضع گرفتند، و پیامبرانه از دنیا رفتند.



التماس دعای فرج


 

 


زندگی فاطمه علیها السلام را تنها به جریان در و دیوار و سقط شدن بچه محدود کردن، ظلم به ایشان است. با این که آن حضرت عمرش کوتاه بود و فرصتی نداشت که خودش را نشان بدهد، ولی عمر با برکتی داشت. مثل یک سی‌دی فشرده با هزاران صفحه مطلب. فاطمه علیها السلام عمری کوتاه کرد؛ ولی هزاران صفحه معرفت از او به جا مانده است. تمام صحبت‌هایی که از او به جا مانده و در طول تاریخ، سانسور نشده، به اندازه یک جزوه هم نیست؛ اما ما با اکثر آن هم آشنا نیستیم. آن‌قدر که فاطمه فاطمه می‌گوییم، نمی‌توانیم دو جمله از آن حضرت نقل کنیم.

جمله‌هایی که از حضرت به جا مانده، بسیار متعالی است و متفکران می‌توانند از آن عبارات، نتیجه گیری‌های بزرگ تربیتی و اخلاقی بکنند. در حوزه معرفت و علم، در حوزه سیاست، در حوزه اقتصاد و حقوق می‌توان از احادیث آن حضرت، نتیجه گیری‌های خوبی کرد. سفره‌ای است که پهن شده، ولی کسی نیست که کنار سفره بنشیند و درست استفاده کند.

ما هنوز نابالغیم. باید نسل‌های بالغی برسند که بتوانند بفهمند چطور با این انوار مقدس الهی روبرو شوند و از آنها دانش بیاموزند. برای فراگرفتن علوم اهل‌بیت، یک حدی از بلوغ لازم است؛ اما ما مثل بچه‌ای هستیم که در بزرگترین کتابخانه عالم ـ که میلیون‌ها جلد از بهترین کتاب‌ها در آن قرار دارد ـ رها شده است و اصلاً نمی‌فهمد که این‌ها چیست. اگر وقتی از کتابخانه بیرون می‌آید، از او سؤال کنی چه دیدی، می‌گوید: «سالنش خوب بود، ولی در آن نمی‌شود فوتبال بازی کرد!» این برداشت او از آن کتابخانه است. او نمی‌داند که نتیجة تحقیقات میلیون‌ها متفکر بزرگ، از شرق و غرب عالم، از ازل تا آن روز، همه و همه در آن سالن جمع بوده است. آن کودک نابالغ هیچ کدام از آنها را نمی‌بیند. رابطة ما هم با اهل‌بیت علیه السلام، همین طوری است. مثل بچه‌ای که وارد بزرگترین کتابخانه عالم می‌شود و وقتی بیرون می‌آید می‌گوید به درد نمی‌خورد. راست هم می‌گوید، چون این همه کتاب به درد او نمی‌خورد.

فاطمه علیها السلام هنوز هم غریب است؛ چون همه برداشت ما از فاطمه علیها السلام مسأله بین در و دیوار بودن اوست. این مسأله اتفاق جانگدازی بود و ما باید همیشه داغدار آن باشیم؛ ولی حضرت فاطمه علیها السلام که فقط این نیست. این جریان، بخش بسیار کوچکی از زندگی و شخصیت اوست.

برای الگو شدن انسان‌های بزرگی مثل فاطمه علیها السلام، لازم نیست آنها را پایین بکشیم تا هم‌قد ما بشوند. بعضی فکر می‌کنند برای این که پیامبران یا اولیای خدا بتوانند برای ما الگو باشند، باید آنها را از مقام والایی که دارند پایین بکشیم؛ و اِلاّ اگر خیلی بالا باشند به درد الگو شدن نمی‌خوردند. این اشتباه است. همه چیز آنها با ما فرق می‌کرد. نگاهشان به عالم، نگاهشان به خودشان، نوع تصمیم گیری‌های آنها، انگیزه‌های آنها.... اگر قرار باشد آنها هم مثل ما باشند، چرا باید آنها معلم ما شوند؟ ما معلم آنها می‌شدیم!

لذا نباید آنها را آن‌قدر پایین بکشیم که هم‌قدّ ما شوند. از آن طرف، نباید به آنها آنقدر انتزاعی نگاه کنیم که نفهیم برای «فاطمی بودن» چه باید کرد. هر دو نگاه، غلط است.

درخشندگی فاطمه علیها السلام در تاریخ خیلی کوتاه بوده است؛ اما بعضی‌ها نگویند این درخشندگی کوتاه او در طول تاریخ برای الگو شدنش کافی نیست. اگر کسی در یک بیابان تاریک گرفتار شود، درخشش یک لحظه‌ای نور هم کافی است تا او جهت صحیح را پیدا کند. عمر فاطمه علیها السلام هر چند کوتاه بود، اما کافی بود. ابعاد مختلف او را نگاه کنید. برخی ابعاد زندگی او را اصحاب درجه یک پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مثل سلمان حکیم نقل کرده‌اند.

برای شناخت آن حضرت، این جریان کافی است که شب ازدواجش، در حالی که بهترین لباسش را پوشیده بود و خانمی آمد و ابراز نیاز کرد و گفت: «من لباس مناسبی ندارم. امشب شب شادی شماست، به فکر من هم باشید.» آن حضرت لباس عروسی را از تن بیرون آورد و لباس عادی خود را پوشید. آن وقت، لباس عروسی‌اش را تقدیم آن زن کرد. و با تمام سخاوتش به او گفت: «ببخشید که من چیزی بهتر از این ندارم» و بعد، با لباس عادی به خانه شوهرش علی رفت.

پیامبر که آمد، دید لباس عادی بر تن اوست. فرمود: «دخترم! لباس عروسی‌ات کجاست؟» فاطمه علیها السلام گفت: « پدر! من هرچه کردم دیدم نمی‌توانم این لباس را بپوشم در حالی که یک انسان به این لباس محتاج است.» پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: «آیا او را می‌شناختی؟» حضرت پاسخ دادند: «نه.» پیامبر فرمودند: «پدر و مادرم فدای تو.»

هر چند زندگی حضرت زهرا علیها السلام سرشار از این موارد است، ولی آیا همین یک مورد، همان نوری نیست که در تاریکی می‌درخشد؟ اگر جامعه ما به همین یک جریان عمل کند، می‌تواند نتایج اجتماعی و اقتصادی خوبی بگیرد.

یا مثلاً امام حسن علیه السلام روایت کرده است: «وقتی کودک بودم، می‌دیدیم که مادرم شب‌ها بلند می‌شود و عبادت می‌کند. گاهی فکر می‌کرد، گاهی ذکر می‌گفت و گاهی اشک می‌ریخت و برای دیگران دعا می‌کرد، دیگرانی که نمی‌دانستند مادرم هر شب برای آنها دعا می‌کند. از بس ایستاده دعا می‌کرد، پاهایش ورم کرده بود. منتظر می‌شدم تا برای خودمان هم دعا کند، اما وقتی همه را دعا می‌کرد، تنها می‌گفت: خدایا! به خاطر عظمت خودت ما را ببخش. یک بار وقتی دعای مادرم تمام شد، به او گفتم: شما این همه سرپا می‌ایستی و برای همه، حتی دشمنانت، دعا می‌کنی، ولی برای خودت، در آخر دعاهایت، دعا می‌کنی؟ مادرم در جواب فرمود: الجار ثم الدار؛ اول برای دیگران بعد برای خود.» این طور کارهای حضرت زهرا علیها السلام الگوست. برای مرد و زن امروز و دیروز و فردا، برای زن و مرد شرق و غرب عالم.

هم چنین سلمان نقل می‌کند که در اوج قدرت رسول‌الله صلی الله علیه و آله و سلم، فاطمه علیها السلام را دیدم که از خانه بیرون آمد. در حالی که چادری تمیز ولی کهنه بر سر داشت. با خودم فکر کردم که دختر قیصر و کسری لباس‌های زربافت می‌پوشند، ولی دختر رسول خدا ـ که همه چیز در اختیار پدرش است ـ این طور زندگی می‌کند. همین طور که با خودم داشتم فکر‌ می‌کردم، زهرای مرضیه علیها السلام به من فرمود: «سلمان! معیار ارزش‌های ما با قیصر و کسری فرق می‌کند. چیزهایی برای آنها خوب است و برای ما خوب نیست. معیارها و ملاک‌ها و نگاه‌های ما با آنها فرق می‌کند.» اصلاً حضرت زهرا علیها السلام آمده است تا همین را به ما بیاموزند که ملاک‌هایمان را عوض کنیم.

شما آن همه تواضع و محبت و تعهد اجتماعی فاطمه علیها السلام را ببینید؛ اولاً در برابر خانواده‌اش و ثانیاً در برابر جامعه. او اگر فریادی زده، اعتراضی کرده، اشکی ریخته، خطبه‌ای خوانده و قهری کرده، همه این‌ها  برای دفاع از حقیقت و عدالت بوده است، برای دفاع از انسان بوده است؛ نه دفاع از حق شخصی خودش. اگر نام فدک را می‌آورد، اگر نام علی را می‌آورد، به این معنا نیست که باغ من را پس بدهید، ریاست شوهر من را پس بدهید. اصلاً این حرف‌ها نبوده. خودشان در سخنرانی معروفشان در مسجد پیامبر می‌فرمایند: «ای مردمی که به سوی گفتار باطل می‌شتابید، چشم بر زشتی‌ها می‌بندید، هرچه پیش می‌آید را توجیه می‌کنید، آنچه نمی‌خواهید ببینید نمی‌بینید، هرچه نمی‌خواهید بدانید نمی‌دانید، هرگاه می‌خواهید چشم‌هایتان را بر حقیقت می‌بندید و هرگاه نمی‌خواهید نمی‌بندید، آیا این قرآن، کتاب تفکر نیست؟» درد فاطمه علیها السلام این‌هاست. ایشان در ادامه می‌فرمایند: «مشکل شما این است که نمی‌توانید بر اساس قرآن و معرفت قرآنی داوری کنید. یا نه، مشکل شما مشکل معرفتی و ندانستن نیست؛ مشکلی دیگر دارید و آن، این است که بر دل‌های شما مهر خورده است. رفتار زشت شما، قلب‌هایتان را سیاه کرده و مانع تصمیم‌گیری درست شما شده است. می‌دانید حق چیست ولی نمی‌توانید به احترام حق به پا خیزید. چرا نمی‌توانید؟ زیرا نمی‌خواهید! وقتی عمل زشتی تکرار شود، روز به روز قدرت دیدن، شنیدن و تشخیص، از آدمی، بیشتر سلب می‌شود. پس آنگاه که ماه به ماه و روز به روز، فاسدتر می‌شوید، دیگر کلمات خداوند نیز درد شما را درمان نخواهد کرد. آیات خدا را می‌شنوید ولی وحی صریح خدا را نادرست تأویل می‌کنید...» این‌ها درد فاطمه علیها السلام است. در روایت است که ایشان رو به قبر پیامبر می‌کرد و با اشک و با صدایی بلند ـ که همه مردم می‌شنیدند ـ فرمودند: «پدر! ای آخرین سفیر خداوند! کینه‌هایی که پنهان شده بود پس از تو سر باز کرد؛ کاش پیش از تو رفته بودم.»

فاطمه علیها السلام یک شخصیت اسلامی است، او فقط یک شخصیت شیعی نیست. بسیاری از اهل سنت، برای حضرت فاطمه علیها السلام احترام کامل قائلند و در منابع روایی مهم آنها، وجوب این احترام آمده است. آقای بخاری در کتاب «صحیح» خود از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نقل می‌کند: «هرکس فاطمه را به خشم آورد، من را به خشم آورده است» یا حاکم نیشابوری ـ که از بزرگان اهل سنت است ـ در کتاب «مستدرک» از قول پیامبر نقل می‌کند: «فاطمه! خدا با خشم تو به خشم می‌آید و با شادی و رضایت تو راضی می‌شود.»

بعضی‌ها با خواندن این حدیث ـ که هم شیعه و هم اهل سنت آن را نقل کرده‌اند ـ این طور برداشت می‌کنند که خداوند خودش را با فاطمه علیها السلام تطبیق داده است و شاید به ذهن کسی بیاید که پیامبر دارد لطفی در حق دخترش می‌کند و شاید همه پدرها در مورد دخترشان بگویند که هر کس دختر مرا اذیت کند، مرا اذیت کرده است. این برداشت، کاملاً غلط است. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می‌خواهد این نکته را بگوید که فاطمه علیها السلام فانی در خداست، فاطمه علیها السلام سکوتش برای خداست، فریادش برای خداست، لبخند و خشمش، صلح و قهرش...، همه و همه برای خداست. اصلاً این حدیث می‌گوید که فاطمه، چیزی نیست جز ارادة خداوند.

در این صورت، اگر ما نتوانستیم بفهمیم راه خدا از کدام سمت است، می‌توانیم از روی رفتار فاطمه علیها السلام و از روی خشم و شادی فاطمه علیها السلام آن را بفهمیم. اگر معنی حدیث، غیر از این باشد، اشکالات زیادی به آن و حتی به خود پیامبر وارد می‌شود که نعوذ بالله شما دارید با دین خدا بازی می‌کنید و می‌خواهید بگویید ما برای حق و باطل، حساب و کتابی نداریم. هر جا که فاطمه علیها السلام خوشش بیاید، حق است و هرجا فاطمه علیها السلام بدش بیاد، باطل است. معنای صحیح روایت، این است که پیامبر می‌فرماید: «فاطمه جان! تو آنقدر محو در رضایت خداوند هستی، و به قدری حرکات و احساسات تو کنترل شده و الهی و اصولی است که اصلاً‌ شادی و غمت هم الهی است و از روی جهل و اشتباه و تعصب شخصی نیست. موافقت و مخالفت تو از سر نفس و عواطف شخصی نیست؛ بلکه بر اساس ضوابط الهی است. به همین خاطر، رضایت تو رضایت خداوند است؛ چون تو غیر از خدا چیز دیگری نمی‌خواهی. بنابر این وقتی تو موضعی می‌گیری، یعنی این موضع، موضع خداست. اگر تو در مسأله‌ای شادی کنی، معلوم می‌شود که خداوند از آن مسئله، راضی است.»

این است رمز آن که خدا با غضب فاطمه به خشم می‌آید و با رضای او، راضی می‌شود...



التماس دعای فرج





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 2 بهمن 1391 06:49 ب.ظ
az sharhe keramatash hamin bas-alam hame vamdare zahrast
be omide zohoor
دوشنبه 2 بهمن 1391 09:35 ق.ظ
یعقوب ترین چشم جهان قسمت ما باد
چون یوسف گمگشته ی ما یوسف زهراست
...
سالروز امامت مولا صاحب الزمان (عج) مبارک باد...
جمعه 29 دی 1391 03:00 ب.ظ
کور شدم ، نور شدم، دلبر بی دین شدم

عاشق معشوق شدم ، خسته ی مجنون شدم

آه شدم ، لال شدم ، بی تو قطره ی دریا شدم

مست شدم، خشم شدم ، عاشق لیلا شدم

در شد م ، بست شد م ، بی تو بی در و پیکر شدم

دور شدم ، کور شدم ، عینک بی نور شدم

منع شدم ، شرم شدم ، عاشق دلدار شدم

آب شدم ، پاک شدم ، بارش باران شدم

خاک شدم ، تاک شدم ، ریشه ی بی باک شدم

سخت شدم ، نرم شدم ، یوسف امروز شدم

باز بیا ، یار بیا ، دلبر بی یار بیا

باز تو یی ، یار تویی ، دلبر دیدار تو یی

باز بیا ، یار بیا ، لیلی یوسف بیا
**************************
مشکات سلام:
ممنون از شعر زیبا تون
یا علی
سه شنبه 26 دی 1391 05:25 ب.ظ
p
سلام گلم خوبی؟وبلاگت را دیدم متن خوب قالب خوبی داشتی.
من که خوشم اومد از وبلاگت.
ولی یه چیز بدی دیدم تو وبلاگت میدونی چیه؟
آمار وبلاگت خیلی کم بود اگه دوست داری وبلاگت بازدیدش بره بالا بیا تو این سایت وبلاگت را
ثبت کن من خودم به شخصه امتحان کردمم هم وبلاگم معروف شد در گوگل
هم آمار وبلاگم آمارش رفت بالا

سه شنبه 26 دی 1391 04:59 ب.ظ
سلام
از شما مدیریت محترم وبلاگ دعوت می کنیم تا لینکتون رو در سایت ما ثبت کنید ضمنا تبادل لینک برای وب مستر ها بدون محدودیت و رایگانه
با تشکر از مدیریت وبلاگ
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ

بسم رب المهدی
این صدای پای فتح است که می آید
1173 سال است که او منتظر 313 مرد است. به راستی مرد شدن چقدر زمان می برد...
منتظر نشسته بودیم و دعا می کردیم که چشممان به یک حدیث افتاد: افضل الاعمال انتظار الفرج. افضل الاعمال... عمل... یعنی انتظار فرج یک عمل است و اینجاست که لتغربلن غربلتا"...
انصافا کافی نیست؟ صد و بیست و چهار هزار پیامبر، دردانه خدا احمد، سیزده جلوه خدای جلیل و این قرآن آمده اند که به ما آموزش منتظر ایستادن را بیاموزند. کمی انصاف...
کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا...
منتظران! ما در میدان نبرد ایستاده ایم... باید مشخص کنیم کدام طرفیم... حق یا باطل.
آیا زمان آن نشده که بفهمیم یتیمیم و برای آمدن پدر مهربان زمان و زمین باید قدمی برداریم؟
کاش منتظر بودن را از او یاد بگیریم.
آمده ایم که دعای عهد را عمل کنیم. آمده ایم که به تنها منتظر راستین عهد در این غربت هزار ساله بگوییم اگر جبهه شیطان تمام قد در این میدان وارد شده و اگر ابلیس برای ادامه حیات خود، تمام ابزار زنگ زده ی دنیایش را به کار گرفته، ما نیز در جبهه حق و در سپاه شما شمشیر می زنیم تا خداوند ما را در صف فتح بپذیرد.
به امید ظهور مولا که صد البته بسیار نزدیک است...
مدیر وبلاگ : منتظر
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

ساخت کد موزیک آنلاین

صدای فتح

فتنه شیطان

حقیقت زمان...

berozfa

عمارنامه : نجوای دیجیتال بصیرت با دیدگان شما AmmarName.ir بررسی و معرفی کالای باکیفیت ایرانی

تالار گفتمان زمینه سازی ظهور

http://zakerin.ir/ItemList-1678.html تماس با ما چاپ این صفحه