تبلیغات
حامیان جنبش مصاف (صدای فتح) - مولی الموحدین درباره خویش می فرماید:
حامیان جنبش مصاف (صدای فتح)
پنجشنبه 19 مرداد 1391 :: نویسنده : مشکات

آنچه در ذیل می خوانید، بیست و سه ویژگی از مجموعه خصال و صفات الهی حضرت مولی الموحدین علی بن ابیطالب (ع) است. این ویژگی ها که در مناسبت های مختلف بر زبان حضرتش جاری گشته است، از میان سخنان آن حضرت گزینش شده است. ...



1. به خدا سوگند، نبی مکرم (ص) مرا در میان امتش جانشین کرد و من پس از وی حجت خدا بر مردم هستم. همانا پذیرش ولایت و امامت من بر ساکنان آسمان ها همان گونه لازم گشته که بر اهل زمین واجب شده است.

فرشتگان از فضایل من سخن می گویند و ذکر مناقب من تسبیح ملائکه است.

ای مردم! از من پیروی کنید که شما را به راه حق می خوانم و به جانب چپ و راست منحرف نشوید که سرانجام آن گمراهی است.

2. منم وصی پیامبر شما، و خلیفه و پیشوای مومنان...

پیروانم را به بهشت رسانم و دشمنانم را به دوزخ افکنم.

منم شمشیر قهر خدا که بر دشمنان خدا فرود آید و سایه لطف و رحمت الهی که بر دوستان خدا گسترده است.

من علی بن ابی طالب فرزند عبدالمطلب و برادر رسول خدا(ص) شوی دخترش فاطمه و پدر حسن و حسین و جانشین او در تمام حالات هستم و دارای همه مناقب و مکارم و رازدار پیغمبرم.

ولادت در کعبه

3. مریم مادرعیسی (ع) در بیت المقدس معتکف بود. وقتی که درد  زایمان بر او عارض گشت به وی گفتند: بیرون شو! اینجا خانه عبادت است نه خانه ولادت.

اما مادرم فاطمه بنت اسد، همین که خواست وضع حمل کند به کنار کعبه آمد و دیوار کعبه برایش شکافته شده و او را به درون خانه فرا خواندند.(1)

مادرم به کعبه درآمد و مرا در میان خانه خدا بزاد. این افتخار و فضیلت ویژه ای است که نه پیش از من درباره کسی شنیده شده و نه پس از من برای کسی اتفاق خواهد افتاد.

4. از همان کودکی پیامبر خدا(ص) مرا از پدرم برگرفت و من شریک آب و نان او شدم و پیوسته مونس و هم سخن وی بودم .

شجاعت امام

5. من در جوانی، بزرگان عرب را به خاک مذلت نشاندم و شاخ های برآمده از تیره" ربیعه" و "مضر" را شکستم و شما مقام و منزلت مرا به سبب خویشی و منزلت مخصوص نزد رسول خدا(ص) می دانید. او مرا در کنار خود می نشانید و بر سینه خویش جای می داد و در بسترش می خوابانید و بوی خوش خود را به مشامم می رساند. هرگز از من دروغی در گفتار و خطا و لغزشی در رفتار ندید.

6. نام من در انجیل به" الیا" و در تورات  به" بری" و در زبور  به" اری" آمده است ... مادرم مرا"حیدر"(شیر) نامید و پدرم "ظهیر" نام نهاد وعرب به " علی" صدایم زد .

کمال عقل و درایت

8. خداوند در وجود من قوه عقل و درکی نهاده است که اگر آن را بر تمامی احمقان دنیا تقسیم کنند، همه آنان به عقل آیند و صاحبان اندیشه و خرد گردند.

 و چنان قدرتی به من عطا فرمود که اگر آن را بر همه ناتوان ها تقسیم کنند، در اثر آن همه قوی و نیرومند گردند.

و از شجاعت، چندان زهره ای در وجودم نهاده است که اگر آن را بر همه ترسوهای عالم توزیع کنند به دلاورانی بی باک بدل گردند.

موحد بودن اجداد امام

9. به خدا سوگند، هرگز پدرانم در برابر بت به خاک نیافتادند ( و دامن پاک خود را به زشتی شرک نیالودند)... آنان پیوسته بر کیش ابراهیم (ع) خدا را پرستش کردند.

 عزت نفس

10. پدرم در عین فقر و ناداری، آقا بود و تا آن روز شنیده نشد که فقیری بدان پایه از آقایی رسیده باشد.

11. در روز واپسین، حقیقت نور و روشنایی پدرم - جز انوار طیبه محمد و آل محمد(ع)- همه خلایق را تحت الشعاع قرار خواهد داد.

12. نخستین بار که پدرم مرا در حال نماز همراه رسول خدا(ص) دید، گفت: پسرم! از عموزاده خود جدا مشو؛ چه این که تو با پیوستن به او از انواع مهالک و سختی ها در امان خواهی بود . سپس گفت: راه مطمئن در همراهی محمد است.

13. من نخستین کس بودم که به رسول خدا(ص) گروید و نیز آخرین فرد بودم که از وی جدا گشت و او را به خاک سپرد.

14. هفت سال تمام، خدای را پرستش کردم پیش از آن که کسی از این امت به پرستش خدا پردازد. آواز فرشتگان را می شنیدم و روشنایی حضور آنان را می دیدم ( و این در حالی بود که پیامبر خدا(ص) از دعوت علنی به اسلام خاموش بود).

15. من پیوسته در پی پیامبر روان بودم؛ چنانکه بچه در پی مادر.

هر روز برای من، از اخلاق خود نمونه ای آشکار می ساخت و مرا به پیروی از آن وامی داشت.

در سال ( چند روزی را) در غار " حرأ" خلوت می گزید( و به عبادت می پرداخت).

من او را می دیدم و جز من کسی او را نمی دید. آن روز جز خانه ای که رسول خدا(ص) و خدیجه در آن بودند و من سومین آنان بودم؛ در هیچ خانه دیگری اسلام راه نیافته بود.

( همان روزها) روشنایی وحی و رسالت را می دیدم و عطر نبوت را در مشام خود حس می کردم.

شاگرد خصوصی پیامبر اکرم(ص)

17. در هر صبح و شام یک نشست خصوصی با او داشتم که در این نشست احدی جز من و او شرکت نمی کرد. همه اصحاب آن حضرت این را می دانستند که پیامبر خدا جز با من با هیچ کس دیگری چنین دیدارهایی نداشته است. در این اوقات من با او بودم و هر جا که می رفت و از هر دری که سخن می گفت با او همراه و هماهنگ بودم . چه بسا این دیدار در منزل من صورت می گرفت و گاهی که این ملاقات در منزل او واقع می شد، چنانچه کسی غیر از ما حضور داشت، دستور می داد تا خارج شود. اگر این نشست در منزل ما بود، حضور فاطمه و فرزندانم را مزاحم نمی دید و آنان را به خروج از خانه وادار نمی کرد.

( در این کلاس خصوصی) از هر چه می خواستم می پرسیدم و آن بزرگوار با کمال گشاده رویی پاسخ می داد و چون پرسش ها پایان می گرفت و من خاموش می ماندم، خود سخن می گفت.

هیچ آیه ای نازل نمی شد، مگر آن که برایم می خواند و می فرمود که آنها را با خط خود بنویسم و موارد تاویل و تفسیر(ظاهر و باطن قرآن)، ناسخ و منسوخ، محکم و متشابه، خاص و عام هر یک را برمی شمرد و تعلیم می نمود.

رسول خدا(ص) دست بر سینه ام نهاد و از خدا خواست تا قلبم سرشار از فهم و دانش و حکمت و بینش گردد.

به برکت دعای آن حضرت، هرگز نشد آیه ای از  قرآن را که فرا گرفته بودم و دانشی که آموخته بودم، فراموش کنم.

(یک بار) به او گفتم پدر و مادرم فدایت، از هنگامی که برایم دعا کرده ای چیزی را فراموش نکرده ام - با آن که یادداشت نکردم - آنچه آموخته ام به یاد دارم . یا رسول الله! آیا این وضع برای همیشه ادامه خواهد داشت یا این که ممکن است در آینده دچار فراموشی گردم؟

فرمود: نه، هرگز برای تو جهل و فراموشی رخ نخواهد داد.

18. اگر در غیاب من آیه ای نازل می شد هنگامی که به حضور می رسیدم می فرمود: علی! در نبود تو این آیات نازل شده است سپس آنها را بر من می خواند ( و چنانچه تاویلی داشت) مرا از تاویل آن آگاه می ساخت.

19. روزی که پیامبرمان به نبوت مبعوث شد، من کوچکترین عضو خانواده بودم که به خدمت رسول خدا(ص) درآمدم و او را در خانه اش یار و مددکار شدم.

وقتی که دعوت خود را آشکار ساخت، ابتدا از فرزندان عبدالمطلب شروع کرد و بزرگ و کوچک آنها را به توحید و پرستش خدای یگانه فراخواند. به آنها گفت که از جانب پروردگار به نبوت مبعوث گشته است. اما خویشان آن حضرت سخنش را انکار کردند و دعوتش را هیچ انگاشتند و از وی دوری گزیدند و از جمع خویش براندند.

دیگر مردم که پذیرش نبوت آن حضرت برایشان سنگین و بزرگ آمده بود - از آن رو که قدرت فهم و رشد کافی نداشتند-  به مخالفت با وی و رویارویی با حضرتش بپا خاستند و تا توانستند در آزارش کوشیدند.

در این میان تنها کسی که دعوتش را پذیرفت و با سرعت به ندایش پاسخ گفت و هرگز در حقانیت حضرتش به تردید نیافتاد، من بودم. سه سال بر ما گذشت و احدی جز دختر خویلد، خدیجه (ع) به ما نپیوست... .

گروه پژوهشی صف "صدای فتح"

التماس دعای فرج





نوع مطلب : رمضان، اجتماعی، قرآن، احادیث و روایات، مقالات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 20 مرداد 1391 04:30 ب.ظ
سلام!
خواهش!
استدلال کلا کیف میده! آدم به خودش میگه:وای من چقد منطقیم!
در مورد نرم افزارم باید عرض کنم
خب کتابشو بگیرید بخونید.سرچم نداره مجبور میشید همشو بخونید!اینجوری کل عهدعتیق و جدید می خونید!جا خودم خیلی به نفعتونه.حداقل اول یبار کامل بخونیدش بعد برید نرم افزارشو بگیرید.یه بدی که این نرم افزاره داره اینه که معلوم نیست چه نسخه ایه! مثلا سفر پیدایش باب ۱۶ و اون قضایای دوازده امامو اینا ، تو اون نسخه فقط اینجوریه! تو نسخ مستند میشه سفر پیدایش - یاتکوین یا برشیت - باب ۱۷ آیه ۳۱!
حالا پیداش کردید به منم بگید ، شاید اصن رو جلدش زده بود کدوم نسخه اس!؟!
ولی وقت کردید بخونید کل عهدعتیقو.بعضی جاهاش واقعا خسته کننده و بیخود میشه ، ولی خب خوبه در کل.ذهن آدم باز تر میشه نسبت به تاریخ یهود.عهدجدیدم که کر خندس.بخونید بخندید دورهم! خوبیش اینه که بعد از اینکه تموم میشه - اگه همزمان با خوندن یادداشت برداریم بکنید - میبینید ، برای خودتون یه خلاصه ای از عهدعتیق رو دارید! علاوه بر این تحلیل و نقدشم کردید!
خیلی خوبه در کل!
ببخشید.سرتونو درد آوردم!
یاعلی
پنجشنبه 19 مرداد 1391 06:57 ب.ظ
سلام!
خیلی عالی بود! احسنت!
والله ما نفهمیدیم این لوح و قلم چیه؟!
حاجی مگه گفته لوح و قلم!؟
تو همایش پاسخ به شبهات فراهانی وقتی نرم افزارو باز کرد ، دیدم جامع التفاسیره نرم افزارش! خبری از لوح وقلم نبود!
به مام گفته بود لوح و قلمه ولی احتمالا اشتباه کرده.به چند دلیل:
۱.اگر چنین نرم افزاری با این نام موجود باشد ، قطع یقین در اینترنت حداقل قابل یافتن است.در حالی که در حوزه ی نرم افزار در فضای نت تنها یک نام یافت میشود.و آن هم موسسه ای است که نرم افزار های آموزشی و کمک درسی تولید می کند!!!!!
۲.اگر چنین نرم افزاری با این نام وجود داشت ، قطعا طی این سالها در نمایشگاه قرآن بنر های تبلیغی آن قابل روئیت بود.کما اینکه یک موسسه وقتی سطح پایین ترین نرم افزار را تولید می کند ، همه جا در نمایشگاه تبلیغش می کند.
۳.هیچکس تا بحال - می توانم ۵ نفر را نام ببرم - نتوانسته است چنین نرم افزاری با این نام را بیابد!
اما در عوض موسسه ی نور نرم افزاری با عنوان (جامع التفاسیر) منتشر کرده که اتفاقا نرم افزاری که حاجی همیشه باز میکنه دقیقا ویژگی های این نرم افزار رو داره.علاوه بر این وقتی حاجی نرم افزار رو باز می کنه ، این تصویر میاد بالا:
http://www.islamdownload.org/wp-content/uploads/2011/06/Jame_ol_Tafaasir.jpg
لذا شواهد و مدارک رسیده ما را علاوه بر نا امیدی از وجود نرم افزار لوح و قلم ، به نرم افزار جامع التفاسیر مظنون می کند!
خودم کیف کردم! چه استدلالای باحالی کردم! ایول به خودم
التماس دعا!
حتما دعام کنید! خیلی خیلی خیلی خیلی محتاج دعام!
اگه اون نرم افزار حاجی ، جامع التفاسیر بود بهم خبر بدید بیشتر به خودم امیدوار شم!
فعلا یاعلی!!
مشکات سلام:
ممنون،قرار شد از خود حاجی بگیرم:)
ولی چشم خبر میدم
پنجشنبه 19 مرداد 1391 06:04 ب.ظ
سلام
فزت و رب الکعبه
روزهای اخر برای علی است.به فرزندش امام حسن(ع)فرمودند:پسرجان!یکدفعه در عالم رویا پیغمبر در برابرم ظاهر و مجسم شد.تا پیغمبر را دیدم،عرض کردم:یا رسول الله!من از دست این امت تو چه خون دلی خوردم!
واقعا ناهماهنگی مردم با علی و آماده نبودن آنها برای راهی که علی پیش پای آنها گذاشته بود عجیب است.چه خون دلهایی که خورد!آن اصحاب عایشه وآن نقض بیعتشان،و آن معاویه و آن نیرنگها و جنایتها!در آخر کار هم،این خوارج و خشکه مقدسها بودند که از روی کمال عقیده و ایمان و خلوص،علی (ع) را تکفیر می کردند.
بعد به امام حسن فرمود:پسر جان!جدت به من دستور داد،گفت:علی به اینها نفرین کن.من هم در عالم رویا نفرین کردم؛نفرینم این بود:هر چه زودتر مرگ مرا برساند و بر اینها همان کسی را مسلط کند که شایسته ی او هستند.
برای او شب باصفایی بود.خدا می داند او چه هیجانی دارد!خودش اذان صبح را می گفت.اذان را که گفت،با سپیده دم خداحافظی کرد.یک وقت فریادی همه را متوجه خود کرد و صدایی در همه جا پیچید:تهدمت و الله ارکان الهدی و انطمست اعلام التقی و انفسمت العروه الوثقی،قتل ابن عم المصطفی،قتل الوصی المجتبی،قتل علی المرتضی،قتله اشقی الاشقیاء.
باید از گذشته عبرت گرفت،نکند گذشته تکرار شود! نکند علی زمان ما هم دلش از دست ما خون شود؟!....
اللهم العن قتله امیر المومنین
التماس دعا.
--------------------------------------------------------------------------------
مشکات سلام:
ممنون که امدین،
بله واقعا ما نباید تنهایی امامون رو فراموش کنیم و فقط برای مصیبت های امامان گذشته اشک بریزیم.
التماس دعا
پنجشنبه 19 مرداد 1391 04:47 ب.ظ
خدای من تقدیر من در این شب قدر چه خواهد بود؟
این بنده نداند که چه می باید خواست
داننده تویی هر آنچه خواهی آن ده
التماس دعا
پنجشنبه 19 مرداد 1391 02:38 ب.ظ
██████ ۩۞♥██████ ۩۞♥██████ ۩۞♥
یااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااالله
██████ ۩۞♥██████ ۩۞♥██████ ۩۞♥

یاامیرالمومنینادرکنایامولا

██████ ۩۞♥██████ ۩۞♥██████ ۩۞♥
یااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااالله
██████ ۩۞♥██████ ۩۞♥██████ ۩۞♥






پنجشنبه 19 مرداد 1391 12:32 ب.ظ
سلام

ایام شهادت مولی الموحدین حضرت امیرالمومنین علی (ع) رو تسلیت میگم...

ممنون برا این پست.
پنجشنبه 19 مرداد 1391 12:22 ب.ظ
سلام.
خیلی عالی بودن . السلام علیک یا علی بن ابیطالب .
ممنون .
یا علی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ

بسم رب المهدی
این صدای پای فتح است که می آید
1173 سال است که او منتظر 313 مرد است. به راستی مرد شدن چقدر زمان می برد...
منتظر نشسته بودیم و دعا می کردیم که چشممان به یک حدیث افتاد: افضل الاعمال انتظار الفرج. افضل الاعمال... عمل... یعنی انتظار فرج یک عمل است و اینجاست که لتغربلن غربلتا"...
انصافا کافی نیست؟ صد و بیست و چهار هزار پیامبر، دردانه خدا احمد، سیزده جلوه خدای جلیل و این قرآن آمده اند که به ما آموزش منتظر ایستادن را بیاموزند. کمی انصاف...
کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا...
منتظران! ما در میدان نبرد ایستاده ایم... باید مشخص کنیم کدام طرفیم... حق یا باطل.
آیا زمان آن نشده که بفهمیم یتیمیم و برای آمدن پدر مهربان زمان و زمین باید قدمی برداریم؟
کاش منتظر بودن را از او یاد بگیریم.
آمده ایم که دعای عهد را عمل کنیم. آمده ایم که به تنها منتظر راستین عهد در این غربت هزار ساله بگوییم اگر جبهه شیطان تمام قد در این میدان وارد شده و اگر ابلیس برای ادامه حیات خود، تمام ابزار زنگ زده ی دنیایش را به کار گرفته، ما نیز در جبهه حق و در سپاه شما شمشیر می زنیم تا خداوند ما را در صف فتح بپذیرد.
به امید ظهور مولا که صد البته بسیار نزدیک است...
مدیر وبلاگ : منتظر
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

ساخت کد موزیک آنلاین

صدای فتح

فتنه شیطان

حقیقت زمان...

berozfa

عمارنامه : نجوای دیجیتال بصیرت با دیدگان شما AmmarName.ir بررسی و معرفی کالای باکیفیت ایرانی

تالار گفتمان زمینه سازی ظهور

http://zakerin.ir/ItemList-1678.html تماس با ما چاپ این صفحه